آیا می دانید چرا ایرانیان  شب یلدا را ارج می نهند؟




 گروه : فرهنگ و اندیشه / میراث فرهنگیhttp://parskoroosh.blogfa.com/post/1675
در ایران باستان یعنی7000 سال پیش از امروز که از چین تا یونان بوده است در طولانی ترین شب سا ل دردامنه کوههای پامیر میترای پاک چشم به جهان گشود و آن شب را (به سبب زاد روز میترای پاک) یلدا نام گذاردند.

میترای پیامبرکه پیامبر مهر است باپوشیدن لباس وکلاهی قرمز( همان کلاه قرمزی که برسرپاپ اعظم امروز می بینیم) به استمداد مستمندان میشتافت ودرنمی کوفت و هر آنچه که داشت برپشت در خانه مستمندان می نهاد بدون بجای گذاستن هیچ اثری از خود مبادا که آنان احساس شرمندگی کنند.

به همین جهت مردم آنزمان بر این پندار بودند که کسی از آسمان میاید مهر می آید و مهربانی را بر روی زمین می نهد و میرود.

پارسیان از آن پس همواره زادروز این پیامبر مهر را بمدت یک هفته بزرگ میداشتند با روشن نمودن چراغهای پی سوز و تزیین کاج سوزنی وشیرینی وتنقلات آنزمان جشن وپای کوبی میکردند .

این سنت در بین ایرانیان همچنان ادامه پیدا میکند تا زمان پیامبر ایرانیان، زرتشت که ایرانیان آنزمان نیز به آیین زرتشت گرویدند و این آیین را همواره گرامی داشتند.

ادامه نوشته

غزلی از حافظ

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشو از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبعسخت می‌گردد جهان بر مردمان سختکوش
وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلکزهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جامنی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنویگوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخورگفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنیدزان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیستیا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کردآصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

چه سود ؟

بی خبر از هم دگر آسوده خوابیدن چه سود
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن ،چه سود

گر نرفتی سوی او تو در زمان بودنش
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن، چه سود

زنده را زنده است اکنون قدرش را بدان 
ورنه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود

زنده را در زندگی باید بدرد او رسید 
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود

با محبت دست پیران راعزیز من ببوس
ورنه بر روی مزارش تاج گل چیدن چه سود

یک شبی با زنده ها غم خوار باش
ورنه بر روی مزارش زار نالیدن چه سود