معلم عزیز:

لباسي را خدا بر قامت تو پسنديد که شبيه ترين تار و پودها به رداي رسالت بود .
با سينه اي که رازدار علم و اشارت، با صبري از جنس صبر رسولان و با شمشيري به نام قلم، رهسپارکارزار خويش شدي و تو را «معلم» ناميدند... . دشمن لحظه هاي نبرد تو، از نسل سياه ابليس بود و نامش جهل... .