یاد خدا
روزی در مجلس «ابوسعید ابو الخیر» با یارانش نشسته بود ودر باره ی انسان خوب و شایسته صحبت می کردند .
یکی از یارانش گفت:فلان کس بر روی آب راه می رود
شیخ گفت :سهل است .چون قور باغه و گنجشک نیز روی آب راه می روند.
دیگری گفت :فلان کس بر هوا می پرد !
شیخ گفت :زنبور و مگس نیز در هوا می پرند
فرد دیگری گفت :فلان کس در لحظه ای از شهری به شهر دیگر می رود
شیخ گفت :شیطان نیز دریک نفس از مشرق به مغرب می رود
شیخ لحظه ای به اندیشه نشست و گفت :
« این چنین چیزها را قدر و قیمتی نیست،مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و با خلق دادو ستد کند و با
آنان در آمیزد ،اما در یک لحظه از یاد خدا غافل نباشد
و یاران شیخ گفتند :« به راستی چنین است »
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:7 توسط شیرمحمد باعقیده
|
ضمن خوش آمدگویی به کاربران محترم سعی دارم در وبلاگم انواع نمونه سوالات آزمونهای کتب جدیدالتالیف ادبیات راهنمایی وخلاصه ای از خبر های شهرم -ایران وجهان وهمچنین گزیده ای از اشعار وحکایات زیبای ادبیات ایران وجهان را قرار دهم .از راهنماییهای ارزشمندتان بی نصیبمان نگذارید با تشکر- باعقیده -سبز باشید